زوروی ژاپنـی!


اشاره:
ماهنامه شبکه - سونی، 2008 و شاهکاری به‌نام Z. غول ژاپني سالیان درازی است که در‌حوزه تولید سیستم‌های کامپیوتری و به‌طور‌خاص سیستم‌های قابل‌حمل فعال‌بوده و بسیاری از کاربران قدیمی این سیستم‌ها، دست‌کم تجربه یک‌بار کار‌کردن با محصولات قابل حمل این شرکت را داشته‌اند...





سونی، 2008 و شاهکاری به‌نام Z. غول ژاپني سالیان درازی است که در‌حوزه تولید سیستم‌های کامپیوتری و به‌طور‌خاص سیستم‌های قابل‌حمل فعال‌بوده و بسیاری از کاربران قدیمی این سیستم‌ها، دست‌کم تجربه یک‌بار کار‌کردن با محصولات قابل حمل این شرکت را داشته‌اند. درحقيقت، سونی نیز مانند بسیاری از شرکت‌های فعال دیگر در حوزه سیستم‌های قابل حمل، فراز و نشیب‌هایی داشته و تجربه‌هاي موفق و ناموفق فراوانی را با خود همراه دارد. اما سال 2008، این شرکت برای نخستين‌بار خانواده جديدي از نوت‌بوک‌هاي خود را با نام VAIO  Z معرفی کرد، که بدون اغراق می‌توان آن را یک شاهکار مهندسی و ترکیبی از بهترین مؤلفه‌های سخت‌افزاری موجود در بازار دانست. در آن زمان و در شرایطی که هنوز بازار اولترابوک‌ها این‌چنین داغ نشده بود، VAIO  Z به‌عنوان نخستين فوق قابل حمل مجهز به حافظه SSD، توجه همه کاربران و فعالان این حوزه را به‌خود جلب کرد.


 این روند در دو نسل بعدی این محصول در سال‌های 2010 و 2011 نیز با جدیت تمام از جانب سونی دنبال شد و اين شرکت سرانجام در اواخر سال 2011 ميلادي با ارائه سري جديدي از خانواده Z  با ضخامتي بسيار کمتر از اسلاف خود نه‌تنها از هیچ‌یک از ویژگی‌های خود کوتاه نيامد، بلکه با افزودن برخی دیگر از ویژگی‌های دوست داشتنی مانند نور پشتی صفحه‌کلید (Backlit)، جایگزینی حافظه فلش نسل قبل با نوع چهارتایی آن (quad-SSD) ، استفاده از نسل جدید پردازنده‌های اینتل موسوم بهSandy Bridge و از همه جذاب‌تر به‌کارگیری فناوری Light Peak اینتل با نام تجاری Power Media و فراهم آوردن قابلیت بهره‌برداری از پردازنده‌گرافیکی خارجی، دیگر تولیدکنندگان اولترابوک را به مبارزه طلبید. حال باید دید که آیا این چشم بادامی بی‌نظیر در عمل نیز به‌همین قدرتمندی و جذابی خواهد بود.

شکل 1- داک اختصاصي سوني که امکاناتي مانند کارت‌گرافيک اختصاصي .ودرايو نوري را براي اولترابوک‌هاي سري Z به ارمغان مي‌آورد.

شکل 2- داک اختصاصي سوني که امکاناتي مانند کارت‌گرافيک اختصاصي .ودرايو نوري را براي اولترابوک‌هاي سري Z به ارمغان مي‌آورد.


طراحی و سخت‌افزار


سونی Z از همان نخستين حضورش، یک ویژگی قابل توجه با خود به‌همراه داشت: وزن‌کم! این اولترابوک، اگرچه با ضخامت 1,67 سانتی‌متر، در میان همتایانش عنوان باریک‌ترین را کسب نخواهد‌کرد، اما بدون تردید با وزن 1165 گرم (1,16 کیلوگرم) سبک‌ترین سيزده اینچی موجود بوده و حتی مک‌بوک ایر 13 اينچي، ايسوس UX31 و سامسونگ سری 9 نیز از این حیث به‌پای آن نمی‌رسند. در واقع، این نخستين احساسی است که از به دست گرفتن یک VAIO Z خواهید داشت و باعث می‌شود تا ناخودآگاه آن را ابزاری بدانید که می‌توانید بدون کمترین نگرانی در هر کجا با خود داشته باشید.


اما این همه ماجرا نیست، برخلاف اپل و ايسوس، سونی برای ساخت اولترابوک خود به‌جای استفاده از آلومینیوم، فیبر‌کربن را انتخاب‌کرده است. اگر تا‌کنون لپ‌تاپی از این جنس را در دست نگرفته‌اید باید بدانید که اين محصول به نسبت مواد به کار گرفته شده تجربه‌ای بسیار متفاوت در محصولات موجود در بازار خواهد بود؛ شاید نخستين احساسی که از کار با Z به‌سبب به‌کارگیری این ماده به‌شما دست دهد. نوعی اطمینان به دوام و استحکام لپ‌تاپ باشد. البته باید اذعان داشت که به‌هر دلیل، این حس برای قسمت فوقانی لپ‌تاپ (محلی که نمایشگر درون آن قرار دارد) صادق نبوده و تا حدی عدم انسجام در ساخت آن احساس می‌شود. این موضوع به آن معنا نیست که سونی در ساخت این بخش کوتاهي به‌خرج‌داده، بلکه تنها در مقایسه با اولترابوک‌هایی مانند مک‌بوک ایر، انتظار در اختیار داشتن یک دستگاه بی‌نقص به‌طور کامل برآورده نمی‌شود.


اگر در مقایسه با اولترابوک‌هاي ديگر، اين دستاورد سونی، از حیث ساخت و ضخامت امتياز کامل را نگیرد، دست‌کم در بحث درگاه‌های ورودی و خروجی هیچ کاستی در آن احساس نمی‌شود. به‌عبارت دیگر، شما با داشتن Z، ابزار پردازشی قابل حملی را در اختیار دارید که از نظر ضخامت و به‌خصوص وزن، یک اولترابوک تمام عیار و از حیث روش‌های اتصال یک نوت‌بوک استاندارد و حتی کمی فراتر از آن است. یک درگاه USB 2.0، یک درگاه 3.0 USB (که در پشت خود محصول مبتکرانه‌اي به‌نام Power Media یک پیاده‌سازی از فناوری Light Peak  اینتل را پنهان‌کرده)، HDMI، درگاه اترنت گيگابيتي، خروجی VGA و دو درگاه کارت‌خوان یکی Magic Gate و دیگری SD به‌همراه یک ورودی/خروجی 3,5 میلی‌متری صوتی تمامی آنچه از یک وسیله قابل حمل را برای هر سناریوی کاری لازم دارید، در اختیار شما می‌گذارد.



صفحه کلید و صفحه لمسی


صفحه کلید Z یک دوراهی تمام عیار است. از یک طرف نور پشتی دکمه‌ها و اندازه و فاصله آن‌ها، لذت دو چندانی را در کار با آن فراهم آورده و از سوی دیگر، ارتفاع کم و جنس پلاستیک به‌کار رفته در ساخت کلیدها، در تمام طول کار ما را به‌یاد نوت‌بوک‌های اپل و بالاتر از آن، به‌یاد برادر بزرگ‌تر Z  می‌اندازد.نکته جالب توجه درباره صفحه کلید دستاورد سونی آن است که نور پشتی، تنها از طریق حسگر نوری مستقر در بالای صفحه کلید تنظیم شده و هیچ راهی برای تنظیم دستی آن وجود ندارد. در کنار این حسگر، علاوه‌‌‌بر دکمه فیزیکی روشن/خاموش اتصال بی‌سیم، سه دکمه لمسی دیگر برای ورود به بخش گالری و چندرسانه‌ای، راه‌اندازی مرورگر اینترنتی اینترنت اکسپلورر و دکمه Assistant برای ورود به بخش VAIO Care قرار داده شده است که در برخورد نخست، حساسیت و سرعت بالای پاسخ آن‌ها توجه هر کاربری را به‌خود جلب خواهد کرد. شما را نمی‌دانیم، اما اگر تمامی این دکمه‌ها نیز کار خود را به‌درستی انجام بدهند، دست‌کم دکمه مرورگر باید مرورگری به‌غیر از اینترنت اکسپلورر را باز کند! خبر خوش آن‌که سونی پیش‌بینی لازم را برای این موضوع انجام داده و این امکان را فراهم‌آورده تا کارکرد دیگری را به‌هر یک از این دکمه‌ها نسبت داد. کاربردهايي مانند باز‌کردن مرورگر فایرفاکس به‌جای اینترنت اکسپلورر! صفحه لمسی Z   کمی پایین‌تر از صفحه کلید معمولي است و دو اشکال و یک مزیت قابل توجه را با خود به­ همراه دارد. اشکال نخست اندازه کوچک آن است که دشواری‌­هایی را برای کسانی که دست‌­های بزرگی دارند، به‌وجود می‌­آورد و اشکال دوم آن­‌که حساسیت سطح صفحه تا اندازه‌­ای پایین‌بوده و نیازمند صرف انرژی بیشتری نسبت به صفحه­ لمسی اولترابوک‌­هایی مانند ایر است. در یک کلام اگر می‌­خواهید کاری انجام دهید که نیاز به استفاده فراوان از ماوس دارد، بد نیست یک مدل بی­‌سیم یا معمول آن را به ­همراه داشته باشيد. اما آنچه درباره صفحه لمسی Z نباید نادیده گرفت، جنس ساخت فوق­‌العاده آن است. حرکت انگشتان روی این صفحه بسیار روان بوده و احساس خوشایندی به دنبال دارد.



تصوير و صدا


يکي از ویژگی‌هاي برتر اولترابوک VAIO Z نمایشگر 1/13 اینچی آن است؛ نمایشگری شفاف و براق که رنگ­‌ها در آن بی‌اندازه واقعی به‌نظر می‌­رسند، با وضوح 900×1600 پیکسل که با هزينه‌کردن صد دلار به وضوح1080×1920 پیکسل ارتقا یافته و با افزایش قابل توجه تعداد پیکسل‌ها در هر اینچ، علاوه بر نمایش انبوهی از جزئیات، امکان مشاهده تصاویر و فیلم­‌های با وضوح کامل را فراهم می‌­آورد.اما آنچه در کنار همه این موارد، ما را تحت‌تأثیر قرار مي‌دهد، وسعت زاویه دید نمایشگر Z است. به­‌جرأت می‌­توان گفت که محتوای در حال نمایش از هر زاویه‌­ای به­‌خوبی و با کمترین میزان افت کیفیت قابل مشاهده است که اين امر مانند همیشه حکم یک چاقوی دو لبه را بازی می‌­کند. زيرا از یک طرف این امکان را فراهم می‌­آورد تا بتوانید بدون کمترین زحمتی، نمایشگر را با دوستانتان به اشتراک بگذارید و از سوی دیگر، حتی اگر دوست نداشته باشيد، شخصی که کنار شما نشسته در حال انجام آن هستید (از تماشای عکس­‌های خانوادگی گرفته تا ارسال یک ایمیل محرمانه) مشاهده کند. با وجود این هیچ یک از این موارد باعث نمی‌­شود که به نمایشگر دستاورد سونی امتياز کامل را ندهيم و از آن به­‌عنوان یکی از بهترین نمایشگرهای موجود در بازار یاد نکنیم. نقطه مقابل نمایشگر Z، دست‌کم از حیث کیفیت ساخت، بلندگوهای این اولترابوک است. بی‌اغراق بلندگوهای استفاده شده در این دستگاه را می‌توان جزء ضعیف‌­ترین انواع موجود در بازار دسته‌بندی کرد که حتی با قرار‌گرفتن روی حالت حداکثر خروجی، به زحمت از فاصله 1,5 متری شنیده می­‌شود. در واقع، استفاده از چنین بلندگویی از سوی شرکتی که خود یکی از بزرگان حوزه صوت و تصویر به‌­شمار می‌­آید، بسیار عجیب و نا‌امیدکننده بوده است و بخش تحقیق و توسعه شرکت سوني، باید براي برطرف کردن اين مشکل جدي‌تر عمل کند.



کارایی


زمانی که سونی برای نخستين‌­بار VAIO Z را روانه بازار کرد، بسیاری از کاربران و کارشناسان به آینده این محصول امید چنداني نداشتند. این تفکر نه چندان مثبت از آنجا ناشی‌می‌­شد که پردازنده‌های Core 2 Duo از کارایی کافی برخوردار نبودند و در نتیجه، در بسیاری از سناریوهای پیش پا افتاده و روزمره (مانند گوش‌دادن به موسیقی و باز‌کردن چند صفحه در مرورگر و تایپ یک متن ساده در نرم‌­افزارهای رومیزی متداول به­‌طور همزمان) نیز کاربر را تنها می‌­گذاشتند. این وضعیت در سال 2010 و با ورود پردازنده‌های Sandy Bridge به­‌کلی متحول شد و امروزه، تمامی اولترابوک‌­ها از جمله Z با استفاده از این پردازنده‌ها، کارایی قابل قبولی را دست‌کم در کاربردهای روزانه از خود به نمایش گذاشته‌اند. VAIO Z مورد بررسی، با بهره‌گیری از پردازنده Core i7 با توان پردازشی 2,7 گیگاهرتز، چهار گیگابایت حافظه اصلی و 256 گیگابایت هاردديسک فلش، نمایشی از یک اولترابوک فوق­‌العاده است. تمامی پردازش­‌ها با سرعت بالایی انجام شده و زمان پاسخ برنامه‌ها در آن کاملاً قابل قبول بوده و اختلال یا کندی سرعتی در آن مشاهده نمی‌­شود. موضوعی که البته بخش قابل توجهی از آن مرهون استفاده از حافظه پرسرعت SSD به‌جای هاردديسک‌هاي مکانیکی است که این روزها چندان مورد توجه تولیدکنندگان ابزارهای فوق قابل حمل نیستند.  در واقع، تنها اشکالی را که می‌­توان به Z در بحث کارایی وارد دانست، سرعت بارگذاری سیستم‌عامل و تغییر حالت از وضعیت خاموش به حالت روشن است که با زمان تقریبی سي‌ثانیه فاصله بسیاری با سایر رقبا، مانند ايسوس UX31، دارد. می‌­توان اذعان داشت که به­‌جز این مورد، هیچ کمبودی در بحث کارایی Z وجود نداشته و تنها باید منتظر ورود پردازنده‌های Ivey Bridge و عرضه اولترابوک­‌هایی قدرتمندتر از سوی سازندگان این رده از محصولات باشیم.



گرافیک: از HD 3000 تا Radeon 6650 M


وقتی نام Sandy Bridge و اولترابوک در کنار هم‌آورده می‌­شود، تنها گزینه گرافیکی، پردازشگر HD 3000 خواهد بود. پردازشگری که در حال حاضر در بيشتر اولترابوک‌­ها استفاده شده و همگی آن‌ها قادر به انجام پردازش‌­های سبک گرافیکی هستند. اما ‌واضح است که هر چه پردازش­‌ها سنگین‌­تر شده و نیاز گرافیکی کاربر افزایش یابد، اولترابوک گزینه‌­ای بد و بدتر برای انتخاب خواهد بود تا آنجا که برای علاقه‌­مندان بازی­‌های ويديويي اساساً یک گزینه محسوب‌نشده و این رده از کاربران باید با محروم‌شدن از ویژگی‌­هایی مانند سبکی، قابلیت حمل و طول عمر باتری بالا، به­ سراغ محصولات دیگری بروند. اما کمي صبر کنید، برای حل این مشکل راه حل دیگری وجود ندارد؟ براي نمونه، یک کارت گرافیک خارجی! این دقیقاً همان راهی است که سونی برگزیده است. شرکت سونی با استفاده از فناوری Light Peak اینتل و بهره‌­برداری از سرعت انتقال فوق‌­العاده بالای داده روی این درگاه، یک داک با اتصالی اختصاصی (شکل2) به‌­طور جداگانه با قیمت 400 دلار برای Z  تدارک‌ دیده که پس از اتصال به آن، یک پردازنده گرافیکی  AMD Radeon 6650M با یک گیگابایت حافظه اصلی را در اختیار کاربر قرار خواهد داد. درست حدس زدید: حالا زمان بازی است! با اتصال این داک و وارد شدن کارت‌گرافیکی Radeon در مدار کاربری، اوضاع به‌­کلی دگرگون شده و نگارش دوم بازی Left 4 Dead که اجرای آن روی یک اولترابوک معمولی، رؤیایی بیش نیست، با نرخ 60 فریم در ثانیه قابل اجرا خواهد بود که ترکیب آن با یک نمایشگر با وضوح کامل مثالی از یک لذت تمام عیار خواهد بود. نکته جالب توجه آن‌­که این داک علاوه بر کارت‌گرافیکی، یک درایو نوری خواندن/نوشتن Blu-ray، یک درگاه USB نسخه 2 و یک درگاه نسخه 3، خروجی HDMI و VGA و همچنین یک درگاه اترنت نیز در اختیار کاربر قرار می‌­دهد تا هرگونه که مایل است از آن استفاده کند. اما دست‌کم از حیث قابلیت حمل، این داک دوست­‌داشتنی با دو اشکال اساسی مواجه است؛ نخست آن‌که طراحی داک به‌­گونه‌­ای است که انرژی آن تنها از منبع خارجی قابل تأمين‌ است و در نتیجه در زمانی که به منبع انرژی دسترسی نداشته باشیم، امکان استفاده از هیچ‌­یک از قابلیت‌‌های آن وجود نخواهد داشت. دوم آن­‌که استفاده از این داک 690 گرم به وزن مجموعه خواهد افزود و ابعاد 14,8× 22 سانتی­‌متری آن موضوعی قابل‌توجه در بحث قابلیت حمل خواهد بود. به‌­هر ترتیب تا زمانی که نسل پردازنده‌­های Ivy Bridge با پردازنده گرافیکی بهتر از HD 3000 آماده عرضه نشود، تنها راه حل برای کاربرانی که به پردازش­‌های سنگین گرافیکی نياز دارند و با علاقه فراوانی بازی­‌های ويديويي را دنبال مي‌کنند، استفاده از نوت‌­بوک­‌هایی با پردازنده گرافیکی اختصاصی یا تن‌دادن به دشواری‌­های حمل و نقل یک پردازنده‌گرافیکی خارجی خواهد بود.

شکل 2- کانکتور اختصاصي Dock سوني

 

باتری و گرما


باتری چهار هزار میلی‌­آمپری Z را می‌­توان جزء باتری‌­های با طول عمر قابل قبول دسته‌­بندی کرد که در آزمايش انجام شده توسط ما توانست مدت پنج ساعت و 27 دقیقه با روشنایی نمایشگر 65 درصد دوام آورد. اما اگر شما همچنان به عمر باتری بیشتری نیاز دارید، کافی است تا با صرف هزینه 200 دلار یک باتری مخصوص تهیه کرده و به قسمت زیرین لپ‌­تاپ متصل کنید تا عمر کاری آن به ده ساعت و 34 دقیقه افزیش یابد (شکل3). ذکر این نکته ضروری است که این پنج ساعت باتری بیشتر در ازای افزوده‌شدن 544 گرم به­ وزن دستگاه و البته اضافه شدن شارژر مخصوص آن به مجموعه گجت‌­های شما خواهد بود. سونی همچنین برای خنک‌کردن دستگاه از دو فن در قسمت زیرین لپ‌تاپ استفاده کرده است، که اگرچه کار خود را به‌­خوبی انجام داده و همواره محل قرار گرفتن مچ دست روی اولترابوک خنک است، اما اگر به صداهای ممتد حساسیت داشته باشید، صدای این دو خنک‌کننده بدون شک شما را با مشکل مواجه خواهد کرد. در غیر این­‌صورت ممکن است حتی متوجه وجود آن‌­ها نیز نشوید.

شکل 3- باتري اضافي که مدت کار‌دستگاه را تا 10,5 ساعت افزايش مي‌دهد.



جمع‌بندی


بدون در‌نظر گرفتن صفحه لمسی و همچنین بلندگوهای به‌کار‌رفته در VAIO Z، اولترابوک سونی یک دستاورد قابل توجه و به‌­نوعی یک شاهکار‌تمام‌عیار است. تمامی مؤلفه­‌های سخت‌­افزاری استفاده شده در این ابزار و به‌طور خاص نمایشگر آن، از بهترین‌­ها بوده و نتیجه چه از حیث قدرت‌کاری و چه از حیث ساختار ظاهری، محصولی بي‌نهايت دوست‌داشتنی است. استفاده از Power Media و راهکار باتری دوم، اگرچه قابلیت حمل این دستگاه را تا حدی تحت‌تأثیر قرار می­‌دهد، اما دست‌کم برای آن­‌دسته از کاربرانی که حاضر به قربانی‌کردن این ویژگی‌­ها هستند، راهکاری فراهم کرده تا بتوانند به آنچه برای آن هزینه کرده‌­اند دست یابند.


اما آنچه باید به آن توجه داشت، قیمت سري جديد Z  است. محصول سونی قیمتی بسیار بالاتر از سایر اولترابوک‌­ها داشته و با شروع از دو هزار دلار برای مشخصات پایه، به قیمت سرسام آور پنج هزار دلار برای بهترین مشخصات فنی می­‌رسد. در حقيقت، در شرایطی که مک‌بوک ایر با قیمتی بسیار پایین‌­تر از Z، به‌دليل «گران بودن» مورد انتقاد قرار‌می‌گیرد، اولترابوک سونی  و در همان بررسی نخست، از فهرست انتخابي خرید بسیاری از کاربران حذف خواهد شد. بنابراین، اگر صفحه لمسی از اهمیت چندانی برای شما برخوردار نیست، برای گوش‌کردن به موسیقي یا فیلم به بلندگوهای داخلی نیازی ندارید و از همه مهم‌­تر، صرف دو تا پنج هزار دلار پول برای شما موردي ساده است، VAIO Z، همان سونی دوست‌­داشتنی گذشته شده است.


 Retrieved from shabakeh mag site